به گزارش پایگاه خبری۹۱ورزشی؛ بسکتبال المپیک امروز یکی از شناختهشدهترین رشتههای بازیهای المپیک است اما ۹۰ سال قبل، نخستین مسابقات این رشته در شرایطی کاملاً متفاوت برگزار شد. برلین ۱۹۳۶ نقطه شروع مسیری بود که بعدها با حضور اسطورههایی مانند مایکل جردن، مجیک جانسون، لری برد و دیگر ستارههای NBA، چهره بسکتبال جهان را تغییر داد.
نخستین مسابقههای المپیکی بسکتبال در ۷ آگوست ۱۹۳۶ در برلین برگزار شد. نتایجی مانند ۲۰ بر ۱۷ و ۳۲ بر ۹ نشان میداد که این ورزش هنوز فاصله زیادی با شکل امروزی خود دارد. بسکتبال در آن زمان تنها ۴۵ سال از زمان ابداعش توسط دکتر جیمز نایسمیت گذشته بود و فدراسیون جهانی بسکتبال نیز تنها چهار سال پیش از آن تأسیس شده بود.
نایسمیت برای حضور در این اتفاق تاریخی به برلین دعوت شد. پدر بسکتبال قرار بود پرتاب آغازین نخستین مسابقه المپیکی این رشته را انجام دهد و مدالهای مسابقات را اهدا کند.
فضای مسابقات نیز تصویری متفاوت از بسکتبال امروز ارائه میکرد. بازیها روی زمین خاکی و در فضای باز برگزار شدند و امکانات سالنهای مدرن امروزی وجود نداشت. در کل مسابقات آن دوره تنها هشت بار یک تیم توانست بیشتر از ۴۰ امتیاز به دست آورد.
۲۳ تیم در نخستین تورنمنت المپیک شرکت کردند و حتی شرایط آبوهوایی نیز به جذابیت مسابقات کمک نکرد. فینال میان آمریکا و کانادا پس از یک روز بارانی برگزار شد و بارش شدید باران در جریان بازی ادامه داشت. حاصل این شرایط، فینالی کمامتیاز بود که آمریکا با نتیجه ۱۹ بر ۸ به سود خود پایان داد.
جو فورتنبری با هشت امتیاز بهترین بازیکن آمریکا در آن دیدار بود و نام کشورش به عنوان نخستین قهرمان بسکتبال المپیک ثبت شد.
جنگ جهانی دوم باعث شد ادامه این مسیر تا سال ۱۹۴۸ متوقف بماند. لندن میزبان دومین دوره بسکتبال المپیک شد و آمریکا دوباره قهرمانی را به دست آورد. این آغاز دورهای طولانی از برتری آمریکاییها بود که در نهایت به هفت طلای متوالی از ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۸ و ۶۳ پیروزی پیاپی انجامید.
اما بسکتبال در خارج از آمریکا نیز در حال رشد بود. اتحاد جماهیر شوروی به یکی از قدرتهای بزرگ اروپا تبدیل شد و بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۱، ۱۰ قهرمانی از ۱۱ دوره یوروبسکت را به دست آورد. شوروی در فاصله همین سالها چهار بار نیز به فینال المپیک رسید.
در دهه ۱۹۶۰، یوگسلاوی وارد مرحله تازهای از رشد شد. حضور بازیکنانی مانند ایوو دانئو، رادیوی کوراچ و کراسیمیر کاسیچ، این تیم را به یکی از قدرتهای مهم جهان تبدیل کرد. یوگسلاوی در المپیک ۱۹۶۸ شوروی را در نیمهنهایی شکست داد اما مقابل آمریکا مغلوب شد و نقره گرفت.
دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رقابت میان سه قدرت آمریکا، شوروی و یوگسلاوی را به همراه داشت. یوگسلاوی در مسکو ۱۹۸۰ نخستین طلای المپیکی خود را کسب کرد و آمریکا در لسآنجلس ۱۹۸۴ دوباره قهرمان شد.
سئول ۱۹۸۸ اما یکی از مهمترین فصلهای این رقابت بود. شوروی در نیمهنهایی آمریکا را کنار زد و در فینال نیز یوگسلاوی را شکست داد تا دومین و آخرین طلای المپیکی خود را به دست آورد.
در همان سالها، چهرههایی مانند اسکار اشمیت، آرویداس سابونیس و دراژن پتروویچ به نمادهای جهانی بسکتبال تبدیل شدند. با این حال، قوانین وقت اجازه نمیداد بسیاری از بازیکنان حرفهای در رقابتهای FIBA حضور داشته باشند و همین مسئله ارتباط میان NBA و تیمهای ملی را محدود کرده بود.
این وضعیت در ۸ آوریل ۱۹۸۹ تغییر کرد. کنگره جهانی FIBA تصمیم گرفت تمایز میان بازیکنان آماتور و حرفهای حذف شود و بازیکنان واجد شرایط بتوانند در مسابقات FIBA به میدان بروند.
سه سال بعد، بارسلونا شاهد یکی از تاریخیترین اتفاقات بسکتبال بود. تیم رویایی آمریکا با حضور مایکل جردن، مجیک جانسون، لری برد و دیگر ستارههای NBA وارد المپیک ۱۹۹۲ شد.
تیم رویایی فقط مدال طلا نگرفت، بلکه تصویر بسکتبال را در سراسر جهان تغییر داد. حضور چهرههای بزرگ NBA در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، باعث شد کودکان و نوجوانان بسیاری در کشورهای مختلف با این رشته ارتباط بیشتری پیدا کنند.
آمریکا پس از بارسلونا در المپیکهای ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ نیز قهرمان شد. با این حال، روند رشد سایر کشورها متوقف نشد. افزایش حضور بازیکنان بینالمللی در NBA نشان میداد استعدادهای بزرگ دیگر فقط از آمریکا نمیآیند.
آتن ۲۰۰۴ یکی از روشنترین نشانههای این تغییر بود. آرژانتین با نسل طلایی خود و بازیکنانی مانند مانو جینوبیلی و لوئیس اسکولا، آمریکا را در نیمهنهایی شکست داد و سپس مدال طلا را به دست آورد.
این نتیجه در کنار پنجم شدن آمریکا در جام جهانی بسکتبال FIBA در سال ۲۰۰۲ و کسب رتبه سوم جام جهانی ۲۰۰۶، مسئولان بسکتبال این کشور را به بازنگری جدی واداشت.
پاسخ آمریکا در پکن ۲۰۰۸ شکل گرفت. تیم Redeem Team با حضور لبران جیمز، کوبی برایانت، کارملو آنتونی و دواین وید تشکیل شد و توانست مدال طلای المپیک را پس بگیرد. آمریکا پس از آن نیز در چهار دوره متوالی روی سکوی نخست ایستاد.
با وجود این، مسیر رقبا نیز ادامه داشت. اسپانیا در فینالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ مقابل آمریکا نمایش قدرتمندی ارائه کرد. در ریو ۲۰۱۶ نیز صربستان، فرانسه و اسپانیا نشان دادند که فاصله میان قدرتهای سنتی و آمریکا کمتر شده است.
توکیو ۲۰۲۰ این روند را آشکارتر کرد. فرانسه در مرحله گروهی آمریکا را شکست داد و به روند ۲۵ پیروزی متوالی آمریکاییها در بازیهای المپیک پایان داد. آمریکا در ادامه قهرمان شد اما نتیجه مرحله گروهی پیام روشنی داشت و آن نزدیکتر شدن سطح رقبا بود.
چهار سال بعد، پاریس ۲۰۲۴ تصویری متفاوت از گستردگی این رشته ارائه کرد. بیش از یک میلیون و ۷۸ هزار تماشاگر مسابقات بسکتبال مردان و زنان را از نزدیک دنبال کردند. در شبکههای اجتماعی FIBA نیز بیش از ۲.۷ میلیارد بازدید و ۷۲ میلیون تعامل ثبت شد.
در همین دوره، حضور سودان جنوبی در سطح اول رقابتهای جهانی یکی از داستانهای قابل توجه بود. این اتفاق نشان میدهد توسعه بسکتبال به مرزهای قدرتهای سنتی محدود نمانده و کشورهای بیشتری در حال نزدیک شدن به سطح بالای این رشته هستند.
تحلیل اختصاصی
داستان بسکتبال المپیک را میتوان داستان تغییر نسلها و تغییر فرصتها دانست. ورزشی که زمانی در شرایط ابتدایی و روی زمین خاکی برگزار میشد، با ورود بازیکنان حرفهای و ستارههای NBA به بستری برای نمایش قدرتهای مختلف جهان تبدیل شد و حالا حتی کشورهایی خارج از ساختار سنتی قدرت نیز میتوانند در سطح اول آن حضور داشته باشند.
جمعبندی
از جو فورتنبری و فینال بارانی برلین تا مایکل جردن در بارسلونا و نسلهای جدید بسکتبال در پاریس، ۹۰ سال تاریخ این رشته سرشار از تغییر بوده است. آمریکا همچنان قدرت اصلی باقی مانده اما مسیر طیشده نشان میدهد بسکتبال المپیک هر دوره جهانیتر و رقابتیتر میشود و این روند احتمالاً در بازیهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.
- نویسنده : زهرا فغانی



























Wednesday, 14 October , 2026